مقتل الصادق (علیه السلام)

◾️ روضه عطش امام مسموم حضرت صادق (علیه السلام) ◾️

▪️ هنگامي كه منصور دوانيقي ملعون قصد كشتن حضرت صادق (عليه السلام) را كرد، امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند: با من مدارا كن، پس به خدا سوگند كه روزهاي زيادي از مصاحبت من و تو باقي نمانده است. سپس آن حضرت از نزد منصورملعون بيرون رفت، ناگهان منصورملعون به عيسي بن علي گفت: به پا خيز و برو از او بپرس آيا مرگ من نزديك شده است يا او؟ عيسي رفت و به امام صادق (عليه السلام) رسيد و سخن منصورملعون را برا‌ي آن حضرت بازگو كرد، آنحضرت فرمودند: نه، مرگ من نزديك شده است. زماني نگذشت كه اين خبرِ امام (عليه السلام) به حقيقت پيوست و شهادت آن حضرت فرا رسيد.

☑️ امام صادق (عليه السلام) استخواني در گلوي طاغوت زمان‌، منصور دوانيقي ملعون بود . او از وجود امام صادق (عليه السلام) احساس تنگي و ناراحتي مي كرد، آن ملعون اين مطلب را به دوست و صاحب اسرار خود محمّد بن عبدالله اسكندري بيان كرد. محمّدبن عبدالله اسكندري گويد: بر منصور ملعون وارد شدم و او را غمگين يافتم، به او گفتم: در چه فكري هستي؟ منصورملعون پاسخ داد: اي محمّد! از اولاد فاطمه (عليها السلام) صد و اندي كشته شده اند، (البتّه همه ي آن ها را خود منصورملعون به قتل رسانده بود) امّا آقا و امامشان هنوز باقي مانده است.گفتم: منظور تو چه كسي است؟ منصورملعون پاسخ داد: جعفربن محمّد صادق (عليهما السلام).

▫️محمّد سعي بسياري كرد تا منصور ملعون را از اين تصميم منصرف كند . وي به منصور ملعون گفت: جعفر بن محمّد مردي است كه از شدّت عبادت ضعيف شده و اشتغال به عبادت خدا وي را از طلب ملك و خلافت روگردان كرده است امّا منصور ملعون كلام او را نپذيرفت و به او گفت: اي محمّد! مي داني كه مي دانم تو او را قبول داشته و به امامت او اعتقاد داري، امّا بدان كه سلطنت عقيم است.

▪️«لَقَد صَمَّمَ عَلَى اِغتياله غَير حافل بِالعارِ وَ النَّارِ فَدسّ إِلَيه سمّاً فاتِكاً عَلَى يَدِ عامِلِه فَسَقاهُ بِهِ وَ لَمَّا تَناوَلَه الإِمام تَقَطَّعَت أَمعاؤُه وَ أَخَذَ يعاني الآلام القَاسية وَ أَیقَنَ بِأَنَّ النِهايَةِ الأَخيرَة مِن حَياتِه قَد دَنَت مِنه»؛

▫️منصورملعون بي اعتنا به ننگ و آتش جهنّم مصمّم بر قتل امام (عليه السلام) شد. آن ملعون سمّ مهلكي را براي حاكم مدينه فرستاد و او نيز آن سمّ را به امام صادق (عليه السلام) نوشانيد. هنگامي كه امام از آن سم خوردند، اعضاي گوارش؛ دل و روده آن حضرت پاره پاره شد، حرارت بدن بالا رفت و شدت عطش بسیارگشت و آن حضرت با دردهاي سخت دست به گريبان شده و ديگر يقين كردند كه به آخرين مراحل حيات و زندگي شريف خود نزديك شده اند.

☑️ با شهادت حضرت، از خانه ی هاشمیان صدای شیون و ناله برخاست و مردم با عجله به سمت خانه ی امام (علیه السلام) حرکت کردند.
▪️امام موسی کاظم (علیه السلام) با قلبی مجروح شروع به تجهیز جسد مطهّر پدر نمود. آنحضرت پیکر مبارک پدر را غسل داده و او را با دو پارچه ی شَطَوی (منسوب به روستایی در مصر به نام شطا) که آن حضرت به آنها احرام می بست، همچنین پیراهن و عمّامه ای که از امام زین العابدین (علیه السلام) بود کفن نمودند؛ بعد از فراق از تجهیز، بر امام صادق (علیه السلام ) نماز خواندند و صدها نفر از مسلمانان در این نماز به آن حضرت اقتدا کردند، سپس جسد مقدّس امام صادق (علیه السلام) را بر سر دست و در هاله ای از تکبیر به سمت بقیع تشییع کردند و حضرت را در جوار جدّشان إمام زين العابدين و پدرشان إمام محمد باقر (عليهما‌ السلام) دفن نمودند.

???? بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۴۷، ص ۱؛
     نور الأبصار، ص۱۳۳.



منبع: http://boghatolmobarakah.blogfa.com/